در سال 1312 در مجموعه آسیاب ها و آبشارهای شوشتر دومین نیروگاه برق آبی ایران تاسیس شد که در خوزستان اولین نیروگاه برق بود این نیروگاه به نام کارخانه برق نمکی شناخته میشد و نیروی برقی با خروجی 110 ولت تولید میکرد و مکان آن در ضلع غربی مجموعه بود به علت ولتاژ خروجی این نروگاه از چرخه تولید خارج شد و بیشتر جنبه توریستی دارد
در سال 1323 کارخانه برق مستوفی در مجموعه آسیاب ها و آبشارها تاسیس شد
کارخانه یخ در سال 1334 تاسیس و تا سالها پس از انقلاب به فعالیت خود ادامه داده و یخ شوشتر و برخی شهرهای اطراف را تامین میکرد
تلمبه خانه در 1341 تاسیس شده در مجموعه آسیاب ها و آبشارها تاسیس و وظیفه تامین بخشی از آب شوشتر را به عهده داشته است
مطلب پیشنهادی :آب شوشتر با طعم گل ولای
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم آذر 1389ساعت 9:4 بعد از ظهر  توسط محمود
|
سر کوچه ایستاده بودم منتظر یکی از دوستام ،متوجه یه سه چرخه شدم که از کوچه بالایی خارج شد و وارد کوچه ما شد تعدادی بشکه 20 لیتری پر از آب حمل میکرد و فریاد میزد: " آب تصفیه ، آب شیرین " درسته اون تو کوچه ها میچرخید و آب شرب می فروخت
مشاغل جدیدی درباره فروش آب در شوشتر به وجود اومده که همه به دلیل مشکل آب شرب این شهر به وجود اومده
از جمله این مشاغل میشه فروش دستگاه های آب شیرین کن ، تعمیرکار و نصاب این دستگاه ، فروش آب شیرین (به صورت مغازه یا دوره گرد) ، فروش فیلتر توسط افراد دست فروش
آب شرب شوشتر تا چند سال پیش بسیار گوارا بود اما حالا به وضعتی رسیده که حتی فروشندگان دوره گرد به فکر فروش آب افتاده اند
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
مطلب پیشنهادی : شمي قاچ (درباره زیر گذر شوشتر)
+ نوشته شده در شنبه یکم آبان 1389ساعت 3:1 بعد از ظهر  توسط محمود
|
اگه یادتون باشه چند وقت پیش بیست و سی یه گزارش پخش کرد از استان مازندران که محصول تمام کشاورزای یکی از شهرهای این استان کلا 10 روز قبل از برداشت به طور ناگهانی خشک شد و کشاورزان هم کلی خسارت دیدن در نهایت با پیگیری بیست وسی معلوم شد که مشکل از بذر به اصتلاح اصلاح شده بوده
یه هم چنین مشکلی هم کشاورزای خوزستانی درباره ذرت داشتن بعد از کاشت ذرت و زحمت فراوان که کشیدن اکثر کشاورزا دیدن که هیچ محصولی در کار نیست
دیشب با یکی از دوستام که تو جهاد کشاوزری یکی از مناطق اطراف کارشناسه نشسته بودیم ازش درباره این موضوع پرسیدم موضوع رو اساسی برام توضیح داد داستان این جوریه که امسال سه نوع بذر بین ادارت توضیع شد بذر معمولی ، بذر اصلاح شده برزیلی و بذر اصلاح شده ایرانی
قیمت بذر اصلاح شده برزیلی خیلی بالا بوده و کیفیتش هم خوب بود و بذر اصلاح شده ایرانی قیمتش پایین بود و گفته میشد که این بذر کیفیت خوبی داره و توسط کارشناسان جهاد توصیه میشد و اکثر کشاورزا هم از این بذر خریدن
دوستم میگه کارشناسی که رتبه بالا تر از اون داره این بذر اصلاح شده ایرانی رو امتحان کرده بوده و اصلا رشد نمی کرده به جای اینکه گزارش بده این کار رو چند بار تکرار کرده تا بلاخره دفعه پنجم یه مقداریش رشد کرده و همین مقدار رو به کشاورزان معترض نشون میداده و میگفته مبینید چه طور رشد میکنه و این طوری کشاورزان رو ساکت میکرده بعد از این ماجرا دوستم مقداری از بذر رو میبره آزمایشگاه دانشگاه و آزمایش میکنه یکی از فاکتور های که به گفته خودش اگه زیر 50% باشه اصلا توصیه به کشت نمیشه 32% بوده
حالا هم که ظاهرا کشاورزان رفتن سراغ بیمه و درخاست تعیین خسارت دادن ولی من خودم که اکثر فاهمیل هام کشاورزی دارن میدونم که هرکی کارش برسه به بیمه و تعیین خسارت ضرر میکنه البته از حق نگذریم بیمه مقداری از خسارت کشاورزان رو جبران میکنه ولی قسمت عمدش ضرره
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
مطلب پیشنهادی: رد پای شوشتر در اسکناس ده هزار تومانی
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم شهریور 1389ساعت 1:35 بعد از ظهر  توسط محمود
|
یه چند وقتی هست که خبر هایی درباره تقسیم استان خوزستان به دو استان شمالی و جنوبی می شنوم مرکز استان خوزستان جنوبی همان اهواز خواهد بود ولی مرکز استان خوزستان شمالی مشخص نشده شایعاتی هست که میگه قراره مرکز بین شوشتر و دزفول انتخاب بشه
در هر صورت چه شوشتر مرکز خوزستان شمالی بشه چه دزفول مخالف تقسیم استان هستم و احساس خوبی بهش ندارم البته نمیدونم چقدر میتونه مفید یا مضر باشه ولی خوزستان رو بیشتر از خوزستان شمالی و جنوبی دوس دارم و نمی تونم خوزستان رو حتی یک وجب کوچکتر تصور کنم
نظر شما چیه ؟ از خوبی ها و بدی های تقسیم استان ها بنویسید
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
پ.ن : بنا بر اخبار دریافتی تقسیم خوزستان شایعه ای بیش نبوده
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم شهریور 1389ساعت 4:25 بعد از ظهر  توسط محمود
|
امروز می خواهم یه داستان واقعی که در سال های نه چندان دور در شوشتر اتفاق افتاده رو براتون بگم
این داستان رو تو کتاب " یادی از شوشتر " نوشته " محمد باقر نیرومند " خوندم به نظرم جالب اومد گفتم برا شما هم بذارم بخونید .
شیر و کوسه
یکی از یاران برایم حکایت کرد که : ‹‹ در اوقاتی که شوشتر و اهواز از راه رود کارون با کشتی بخار رفت و آمد می کردند، در سفری با کشتی در بین راه در جایی توقف کردیم که بیشه ای در آن حوالی بود لحظه ای گذشت و صدای غرش شیری به گوش رسید که به سمت رودخانه می آمد مسافران بر عرشه کشتی برای تماشای شیر جمع شدند طولی نکشید که شیر پیدا شد و برای نوشیدن آب به کنار رودخانه رفت همین که پوزه خود را در آب کرد ، کوسه ای از میان آب هر دو لب شیر را برد. شیر از درد به هوا برجست و با دهان خون آلود غرش کنان به طرف بیشه گریخت ، ولی پس از قدری دویدن و غریدن دوباره از همان راه برگشت و در همان جا که زخم خورده بود ، بر روی چنگ نشسته ، یک دست را بالا آورد و پوزه خود را روی آب نهاد و چون کوسه معمولا پس از شکار چند بار جولان و حمله میکند ،با احساس نزدیک شدن پوزه شیر به آب به طرف وی آمد . در این حال شیر با یک حرکت سریع ، کوسه را با چنگال قوی خود ربود و به بیرون پرتاب کرد و بر بالای او رفت وبا چنگال او را از هم درید و راه خود را گرفت و رفت . همین که نزد لاشه کوسه رفتیم ،در شکم پاره شده اش حلقه ای نقره ای که معمولا در آن زمان به مچ می کردند و آن را " میل پا " می گفتند ، یافتیم که معلوم بود پای کسی را خورده و میل پا در شکمش مانده است . ››
امیدوارم خوشتون اومده باشه
+ نوشته شده در یکشنبه سوم مرداد 1389ساعت 10:49 بعد از ظهر  توسط محمود
|
"شهر جدید شوشتر(شوشترنو)" قسمتی از شهر که معاری خاصی دارد و از سایر نقاط شهر متفاوت است طراح آن دکتر کامران دیبا است . دکتر دیبا پس از فارق التحصیل رشته معماری در دانشگاه هاروارد - واشنگتن دیسی یک سال تحصیلات تکمیلی در رشته جامعه شناسی را ادامه داد و پس از بازگشت به ایرا به کار طراحی یرداخت از جمله طرح های او شهرک شوشترنو است که در سال 1361 در نمایشگاه "بی ینال معماری ونیز" بسیار مورد توجه قرار گرفت و پس از آن در سال 1365 موفق به دریافت جایزه معماری آقا خان شد و در نمایشگاه آثار معماری و شهرسازی قرن بیستم، که به مناسبت فرا رسیدن سال 2000 در لوسآنجلس برگزار شد، به عنوان طرح برگزیده در مجموعه آثار معماری و شهرسازی جهان به نمایش گذاشته شد
توضیح : (جایزه معماری آقاخان هر دوسال از سوی بنیاد شبکه توسعه آقاخان به یک معمار زنده اعطا میگردد. این جایزه که در سال 1977از سوی کریم آقاخان پایه گذاشته شده، از نظر مالی برترین جایزه معماری در جهان بشمار میآید)
آقای دیبا درباره شوشترنو این چنین میگوید: مدرنيسم در ايران آن زمان فقط به کار بردن جنبه های کاربردی قرن بيستم نيست ، بلکه معنويات و علوم اجتماعی و ارزشهای مردمی مطرح در دنيای غرب نيز هست ؛ ولی اين کافی نبود که تکنيک يا افکار خارجی ها وارد ايران شود . مشکل اصلی يادگيری از سنت های ايران بود . در طرح شوشتر نو ، تراکم به صورت افقی مطرح شد : منازل کوچک و نزديک به هم با يک حياط کوچک به منظور ايجاد رابطه بين انسان و زمين و فضای سبز ( ايجاد حياط برای هر خانه تا ساکنين آن بتوانند باغچه ای را در اختيار داشته باشند و به کاشت گل و گياه بپردازند . ) عملاْ بدين وسيله از آپارتمان سازی جلوگيری شد لذا شخصيت شهرهای قديمی را دارد و کوچه ها بصورت ممتد نبودند بلکه بعضا ُ بن بست بودند و در آنها گردش و پيچش وجود داشت و اين کوچه ها فقط محل گذر نبودند بلکه محل سکون هم بشمار می آمدند . نحايتا ُ محلات مختلف با مشخصات فردی منحصر به فرد که تکرار بوجود نيايد ايجاد شد و در اين محله ها تعامل مردم وجود داشت . اتاق ها بزرگ تر طراحی گرديدند و در اختيار مردم قرار گرفتند تا مردم خودشان تصميم گيرند که آن فضا را به چه چيز اختصاص دهند . همانند زندگی روستايی که در آن مبل و ثاثيه نرم هستند ! مثل سفره و رخت خواب لذا اتاق چند عملکردی می شود . در طراحی فضاهای عمومی شهری ، اين فضاها بايد از شخصيت معماری خاصی برخوردار باشند و مردم را جلب کنند و بدين وسيله همبستگی اجتماعی ايجاد شود ( حس شهروندی(
و حال شوشترنو در گوشه ای دور افتاده و مسئولان آن را از یاد برده اند و روز به ویران تر میشود
برای دیدن عکس های بیشتر از شهر جدید شوشتر (شوشترنو) به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم تیر 1389ساعت 7:1 بعد از ظهر  توسط محمود
|
داشتم بین کتاب های دوران دبیرستان دنبال یه کتاب می گشتم که چشمم افتاد به کتاب ادبیات سال دوم یاد سفر نامه ابن بطوله افتادم تو کتاب دنبالش گشتم و پیداش کردم . صفحه 147 کتاب بود اولین مطلب فصل هشتم مطلبی با عنوان "مدرسه امام شوشتری" بود
با خودم گفتم یه قسمتاییش رو براتون بنویسم
از سفر نامه ابطوله
مدرسه امام شوشتری
در تستر در مدرسه امام شریف الدین منزل کردیم . این شیخ مردی بود با مکارم اخلاق و فضایل بسیار و جامع بین مراتب دین و دانش. وی مدرسه و زاویه ای بنا نهاده که در آن چهار خادم به نام های سنبل و کافور و جوهر و سرور به خدمت مشغول بودند. از این چهار تن یکی مامور اوقاف و دیگری کارپرداز و سومی سماط و مامور تنظیم برنامه ی غذا و چهار مامور سرکشی به آشپزها و سقاها و فراش ها بود.
من شانزده روز در این مدرسه ماندم.نه نظم و ترتیب آن را جایی دیده ام و نه لذیذتر از غذاهای آن جا غذایی خورده ام. به هر کس به اندازه ی خوراک چهار تن غذا می داند. خوراک نوعا عبارت بود از برنج با فلفل که با روغن پخته بودند به اضافه ی جوجه بریان و نان و گوشت و حلوا. شیخ مزبور،هم از حیث صورت و هم از حیث سیرت ممتاز بود.روزهای جمعه پس از نماز در مسجد جامع منبر می رفت و من که مجلس وعظ او را دیدم،همه وعاظ دیگر که در حجاز و شام و مصر دیده بودم در نظرم ناچیز نمودند و از کسانی که من به ملاقات آنها رسیده ام،کسی را نظیر او را ندیده ام.روزی در باغی ازآن وی که کنار رودخانه واقع است ،در محضر او بودم. فقها و بزرگان شهر حاضر بودند. دراویش هم از هر گوشه و کنار در آنجا گرد آمده بودند. شیخ همه را اطعام کرد و نماز ظهر را به جماعت به جای آورد و پس به خطبه و موعظه پرداخت. پیش از آنکه شیخ به سخن آغاز کند،
قاریان با آهنگ های محزون و نغمه های مهیج به قرائت مشغول بودند. شیخ خطبه را در نهایت سکون و وقار ادا می کرد و سخن با اشاراتی از فنون مختلف تفسیر و حدیث و غیره چاشنی می داد پس از پایان موعظه از هر سو رقعه ها به او فرستادن چه رسم ایرانی ها بر این است که سوالات خود را در رقعه ها
می نویسند و به سوی واعظ می اندازند و او یکایک پرسش ها را پاسخ می دهد چون رقعه ها به شیخ می رسید او همه را در دست جمع می کرد تا در پایان یکایک آن ها را برگشود وجواب های بسیار به جا ومناسب داد در این هنگام وقت نماز عصر فرا رسید واو به نماز پرداخت مردم هم اقتدا کردند وپس از نماز هر کس به خانه ی خود رفت
کلمات دشوار متن
تستر : معرب شوشتر
سماط : سفره
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم خرداد 1389ساعت 9:42 بعد از ظهر  توسط محمود
|
سلام
اول باید میلاد فاطمه زهرا به همه تبریک بگم
بعد هم می خواهم براتون چندتا عکس بذارم
(برای دیدن عکس ها در اندازه واقعی روی آنها کلیک کنید)
اول یه عکس از امام زاده عبدالله

تو ادامه مطلب میتونید همه عکس ها را ببینید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم خرداد 1389ساعت 2:45 بعد از ظهر  توسط محمود
|
در سوم خرداد سالروز آزادی خرمشهر، تصفیه خانه خرمشهر افتتاح شد پس از سالها مشکل آب شرب خرمشهر حل شد. ( اگر به طور کامل حل شده باشد )
این مشکل تنها در مختص خرمشهر نیست بلکه اکثر شهرهای استان خوزستان از جمله اهواز مرکز استان و شهرهایی چون شوشتر و ... نیز با این مشکل مواجه هستند
در استانی که مرکز آن با مشکل تهیه آب شرب مواجه باشد مردم برای تامین آب شرب یا از آب شرین کن های خانگی استفاده می کنند یا آب شرب را خریداری میکنند در سایر شهر ها چه انتظاری دارید
آیا این نشان از بی توجهی مسئولان به این استان نیست
+ نوشته شده در دوشنبه سوم خرداد 1389ساعت 8:52 بعد از ظهر  توسط محمود
|
ساعت 8:30 صبح امروز 31 اردیبهشت 89 طبق برنامه قبلی مردم به دعوت از میراث فرهنگی در انتهای خیابان سادات برای اعتراض به عدم برگذاری جشن سازه های تاریخی شوشتر جمع شدند ولی حرکت بعد از ثبت نام مردم برای شرکت در قرعه کشی و توضیحاتی درباره سامان دهی ساحل رودخانه گرگر و آثار تاریخی که در این مسیر قرار دارند از سوی مسئولین اجرای طرح به سمت مجموعه حمام ، مسجد ، زورخانه و ساباطهای خان شروع شد به مجموعه که رسیدم معمار که در حال ترمیم آن بود تا پایان بازدید و سخنرانی دست از کار کشید سپس به سمت خانه مرعشی حرکت کردیم بعد از پذیرایی و بازدید و سخنرانی کوتاه مسئولین میراث فرهنگی در خانه مرعشی تعدادی از حضار از آنها تشکر کردند وسپس قرعه کشی انجام شد به 10 نفر از حاضرین به قید قرعه هدیه ای به رسم یادبود اهدا کردند من هم که خیلی دوست داشتم بدانم هدیه آنها چیست بی نصیب نماندم هدیه میراث فرهنگی کتابی با عنوان "یادی از شوشتر" نوشته "محمد باقر نیرومند" بود که در صفحه اول آن دست خط و امضای محمد حسین ارسطوزاده مدير پايگاه سازه هاى آبى شوشتر دیده می شد
برای دیدن تصویر در اندازه واقعی روی آن کلیک کنید

.. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. ..
پینوشت : در پست بعد به کامل تر به معرفی این کتاب می پردازم
+ نوشته شده در جمعه سی و یکم اردیبهشت 1389ساعت 7:14 بعد از ظهر  توسط محمود
|